وقتی عمه جونم حرفاش با خدا زد
سام امروز دیگه عمه جونم حرفهاش با خدا زد قرار شد که ما بریم دنبالش بیاریمش خونه اخه من خیلی عمه جون دوست دارم برا همینم مامانم منو خوابوند و رفت این دسته گل هیشنگ و برا عمه خرید اینم کارت روش





اینم منو زن عمو در اخرین لحظه ورود عمه

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



وقتی عمه جونم حرفاش با خدا زد
